تبلیغات
فرهنگ و هنر کردستان - ششمین سالگرد درگذشت سیدخلیل عالى‌نژاد در «صحنه» برگزار شد
 ششمین سالگرد درگذشت سیدخلیل عالى‌نژاد در «صحنه» برگزار شد ...

ششمین سالگرد درگذشت سیدخلیل عالى‌نژاد در «صحنه» برگزار شد

وارد «صحنه» كه می‌شوی فقط كافی است از هر عابر یا مغازه‌داری سراغ مزار او را بگیری تا یكراست به آنجا ببرندت. اتاقی حدودا دو در سه با مقبره‌ای در میان آن، كه با شالی سبز پوشیده شده است...

رششمین سالگرد درگذشت سیدخلیل عالى‌نژاد در «صحنه» برگزار شد

وارد «صحنه» كه می‌شوی فقط كافی است از هر عابر یا مغازه‌داری سراغ مزار او را بگیری تا یكراست به آنجا ببرندت. اتاقی حدودا دو در سه با مقبره‌ای در میان آن، كه با شالی سبز پوشیده شده است...

روی مقبره و دورتادور اتاق، همچنان كه بر سر در ورودی مقبره، مزین به عكس‌ها و نقاشی‌هایی از صورت تنبورنواز برجسته ایرانی است. اینجا سیدخلیل عالی‌نژاد خوابیده است. كسی كه در شناساندن تنبور و زنده كردن این ساز سوزناك نقش برجسته‌ای داشته است. اینجا شهرستان «صحنه» است، زادگاه عالی‌نژاد و زادگاه طایفه «یارستان». طایفه‌ای كه ساز باستانی تنبور را با مقام‌های آن سینه به سینه از دل تاریخ حمل كرده‌اند و به ما رسانده‌اند. اینجا بیست كیلومتری «بیستون» است. جایی كه داریوش اول از فتوحات خود گفته و هركول خوابیده آن همه را به تماشا نشسته است.

سیدخلیل عالی‌نژاد در بیست و یكم خردادماه 1336 در صحنه كرمانشاه متولد شد. پدرش مرحوم سید شاهمراد نیز تنبورنواز بود. خلیل به تشویق مادر تنبورنوازی را با سید نادر طاهری آغاز كرد و سپس نزد امرالله شاه ابراهیمی رفت. درویش امیرحیاتی و استاد عابدین خادمی از بزرگان تنبورنوازی نیز از دیگر اساتید او بودند. وی مدتی سرپرستی گروه تنبورنوازان صحنه را برعهده داشت تا اواخر دهه 50 كه در رشته موسیقی دانشگاه هنر فارغ‌التحصیل شد. سیدخلیل صدای بم و گرمی داشت و به ردیف‌های موسیقی دستگاهی ایران تسلط كامل داشت. دف را از مرحوم نادر نادری و تار را از كیخسرو پورناظری آموخت. اوایل دهه 60 گروه تنبور شمس به سرپرستی پورناظری تشكیل شد كه عالی‌نژاد نیز از جمله بنیان‌گذاران آن بود. در اواسط دهه 60 عالی‌نژاد گروه را ترك كرد و گروهی مستقل با عنوان «باباطاهر» تشكیل داد. عالی‌نژاد كتابی نیز با عنوان «تنبور از دیرباز تاكنون» تالیف كرده كه از جمله منابع مهم درباره این ساز باستانی است. خلیل عالی‌نژاد در سال 1379 ایران را به مقصد سوئد ترك می‌كند و پلیس این كشور در 27 آبان 1380 در شهر گوتنبرگ جنازه سوخته‌اش را پیدا می‌كند. علت این قتل هرگز مشخص نشد.

ظهر 27 آبان ماه 1386 همچون 27 آبان پنج سال گذشته، منطقه نزدیك به دربند شهرستان صحنه مملو از جمعیت است. صندلی‌ها را چیده‌اند و كنار مقبره سیدخلیل جایگاه كوچكی برای اجرای برنامه درست كرده‌اند. از سال 1380 كه عالی‌نژاد در سوئد به قتل رسید تاكنون، این مجلس به محفلی برای دورهم جمع شدن دوستداران او تبدیل شده تا در مراسم سالگرد او به تنبور و به دف بزنند و یاد او را گرامی بدارند.

«در حراج عشقبازان حال یاران دیدنی است» این جمله‌ای است كه بر روی پارچه‌ای بر بالای سن نوشته شده و زیر آن تصویر بزرگی از سیدخلیل عالی‌نژاد با ریش و موی پرپشت و تنبوری به دست. ساعت حدود 30 :1 بعد ازظهر است و نیم ساعتی تا شروع برنامه فاصله مانده‌اما جای جای این قبرستان صدای تنبور را می‌شود شنید. نوازندگان این ساز كهن هركدام به گوشه‌ای نشسته‌اند و تمرین می‌كنند. اینجا پایتخت تنبور است و این ساز را می‌توان در دست كودكان نیز دید. متولی مقبره عالی‌نژاد در خانه‌اش را باز گذاشته و صدای او را در قبرستان پخش كرده است. روی سر در ورودی خانه‌اش كاغذی چسبانده كه لیست سی دی‌های فروشی عالی‌نژاد را بر آن نوشته است.

هنوز به ساعت 14 نرسیده‌ایم كه صدای هلهله یا علی و نوای دف و تنبور از دور به گوش می‌رسد. از بالای قبرستان گروه تنبور نوازان مجذوب متشكل از حدود 30 نفر جوان ساز به دست مولاعلی می‌خوانند وبه سمت مقبره می‌آیند. تصویر سیدخلیل با مو و ریش بلند بر دف تك‌تك‌شان نقش بسته است. می‌گویند این تصویر مربوط به زمانی است كه عالی‌نژاد هنوز ریش و مو را به دستور شیخ خود به قیچی نسپرده بود. سبیل پرپشت یا ریش و موی بلند، روی صورت اكثر افراد حاضر در مراسم وجود دارد. می‌گویند: «نقش مولاعلی روی صورت همه آدمیان با چشم و ابرو و بینی و سبیل نوشته شده. سبیل نشانه است، سمبل است.» پس; از كودكی موی بالای لب را حتی به قیچی هم نمی‌سپارند.سیدخلیل هم تا مدت‌ها مو و ریش و سبیل كوتاه نمی‌كرده: «شیخش به او دستور داد و او هم بی‌درنگ اطاعت كرده مو و ریش را كوتاه كرد.»
گروه با دف‌های نقش عالی‌نژاد روبه‌روی مقبره می‌ایستد و به همراه جمعیت دورتادورش «هوحق‌مددی الله مددی» می‌خوانند. هنوزچند دقیقه‌ای نگذشته كه گروهی دیگر با عكس قاب گرفته بزرگ دیگری از او، با مو و ریش كوتاه و لبخندی بر لب از بالای قبرستان می‌آیند. یكی دو نوازنده دف در میانشان و مابقی دست می‌زنند و یا علی می‌گویند. به گفته مردم صحنه، اینها از اهالی خود شهرند و این مراسم را هر ساله برگزار می‌كنند. تصویر سید خلیل را كنار دیگر تصاویر او روی سن می‌گذارند و همه منتظرند تا برنامه آغاز شود. فرهاد ذوالنوری از دوستان عالی‌نژاد و مدیر مراسم، درباره برنامه‌هایی كه قرار است برگزار شود، می‌گوید: «شعرخوانی، مقاله‌خوانی و اجرای موسیقی از جمله برنامه‌هایی است كه هر ساله برای سالگرد آقا خلیل در نظر می‌گیریم. تقاضا برای اجرای برنامه بسیار زیاد است، بنابراین مجبوریم كه دست به انتخاب بزنیم و با توجه به كمبود زمان، كسانی را برای خواندن مقالات و شعرها و دیگرانی را نیز برای اجرای مراسم روی سن دعوت كنیم.» ذوالنوری از اهداف برنامه می‌گوید و از بزرگداشت یاد عالی‌نژاد: «قصدمان این است كه از شخصیت هنری و شخصیت انسانی او یاد كنیم. سید خلیل جدای از اینكه نوازنده و موسیقیدان برجسته‌ای بود، انسانی شریف و مهربان بود كه به همنوع خود عشق می‌ورزید.»
مراسم با ایراد مقاله‌ای توسط یكی از اهالی شهرهای اطراف صحنه آغاز می‌شود:«تعصب خطا است. نباید كسی را كه هم رای ما نیست با زور و قدرت با خود موافق كنیم.» این جمله‌ها تمثیلی است از ظلمی كه به گفته اهالی صحنه بر سید خلیل گذشته است. می‌گویند به باور خود معتقد بود و همین باور او، به دم تیغش سپرد. مقاله‌خوانی ادامه دارد: « مردم یارستان با فرهنگ و آئینی برخاسته از این خاك به وحدت درود می‌فرستند. تنها وحدتی كه قابل تصور است وحدت در عین كثرت و كثرت در عین وحدت می‌تواند باشد. نخستین گام برای تحقق وحدت همه مردم ایران تحمل تفاوت‌ها و مدارا و پذیرش اعتقادات گوناگون یكدیگر است.» جمعیت لحظه به لحظه افزایش می‌یابد. دیگر صندلی‌ها كفاف تعداد را نمی‌دهد، پس همه ایستاده دور تا دور به تماشا می‌نشینند و پس از ختم مقاله دست می‌زنند. گروه «روچیار» به معنی آفتاب كه از اهالی صحنه هستند و یكی دوباری هم جایزه تنبور نوازی غرب كشور را برده‌اند، دو قعطه چهار مضراب مخالف سه گاه ساخته مجید درخشانی و ساقی ساخته كوروش قزوینی را اجرا می‌كنند. همه چیز با یاد عالی‌نژاد آغاز می‌شود. هر چه باشد امروز سالگرد اوست. فرهاد ذوالنوری می‌گوید: «امروز 27 آبان ماه برابر با سوم سرماخیز كردی گرمسیری سلطانی، مصادف با درگذشت عالی‌نژاد است. امروز را به یاد او می‌گذرانیم كه همه از او خاطرات خوبی به یاد دارند.»

كردی گرمسیری سلطانی؟

سید خلیل عالی‌نژاد نه تنها در موسیقی كه در علم و نجوم هم گویا تبحر ویژه‌ای داشته است. در مقدمه این تقویم كه به كوشش عالی‌نژاد تنظیم شده آمده است: «این سالشماری كه با اندك تفاوتی در مناطق مختلف كردنشین رایج است و به اسامی گوناگون از جمله فرس قدیم، زردشتی، اختیارات كردی، گرمسیری، چهل و پنج و چهل و پنج و جلالی معروف می‌باشد و كلا از گاهشماری یزدگردی ایران باستان اتخاذ گردیده است.

منظور از یزدگرد شاهان ساسانی نبوده بلكه در لغت فرس قدیم به معنی پروردگار و اهورامزدا می‌باشد. به دو علت این حساب باستانی نزد اقوام مختلف كرد دچار اختلاف گردیده، اول در محاسبه سال‌های كبیسه و دوم اختلاف اسامی ماه‌های سال. این روش محاسبه ایام چنانچه از كبیسه یكصد و بیست سال یكماه پیروی نماید موسوم به حساب فرس قدیم، اختیارات و یزدگردی خواهد بود و چنانچه از كبیسه چهار سال یك روز پیروی كند گرمسیری، زردشتی یا جلالی می‌باشد كه در هر دو صورت در هر دوره صد و بیست ساله حداكثر یك ماه از یكدیگر فاصله می‌گیرند و مجددا با هم یكی می‌شوند.»
این تقویم متشكل از چهار فصل بهار، تابستان، پاییز و زمستان است و سیزده ماه دارد. دوازده ماه 30 روزه و یك ماه پنج روزه به نام‌های رشه‌مه (آب شدن برف‌ها و پیدا شدن زمین)، پنجه (پنج روز معروف خمسه)، گله‌داران (باز شدن گل‌های درختان)، گله جاران (شكفتن گل‌های صحرایی)، گرماخیز (شروع گرما)، پیوش پر (خشكیدن گیاهان صحرایی)، گلاویژ (نام ستاره‌ای است كه در این ماه طالع می‌گردد)، خرمانان (موعد برداشت محصولات كشاورزی)، رزبر (رسیدن انگور)، گلاریز (برگریزان)، سرما خیز (شروع سرما)، بفرآور (موسم بارش برف) و ری بندان (بسته شدن راه‌ها از شدت بارش برف).
سال 1386 برابر با 758 كردی گرمسیری سلطانی است و بیست و پنجم بهمن ماه هجری شمسی آغاز سال نو. سید خلیل برای دور كردن اختلافات در تقویم‌های گوناگون رایج در مناطق كردنشین، این تقویم را اهتمام كرد و برای برطرف كردن مشكلاتی در نوازندگی ساز «تن‌تار» را.

تن تار، تنبور و سه تار
فریدون حقیقی سازنده ساز «تن تار» این ساز را بر اساس طرحی از مرحوم عالی‌نژاد در سال 1382 ساخت. این ساز از یك سمت سه‌تار راست و از دیگر سمت تنبور تا به گفته حقیقی سه چیز را فراهم كند: « اول سهولت در حمل ساز است كه با «تن تار» حمل دو ساز منتفی می‌شود. دوم اینكه هم تنبور و هم سه‌تار است و قابلیت و سرعت نوازندگی را بالا می‌برد. سوم اینكه فاقد كاسه طنینی است و چون كاسه كتابی دارد، سوز خاص و صدای لطیفی دارد.»  
فریدون حقیقی تن‌تار را از جلد بیرون می‌آورد و زخمه‌ای به تنبور و سه‌تارش می‌زند و می‌گوید: « هر كدام صدای دقیق خودش را دارد البته سوز بیشتری بر طنین صدا حاكم است. این ساز در سال 1383 به عنوان اختراع درعرصه موسیقی ایران ثبت شد و در حال حاضر قرار است به ثبت جهانی برسد.» حقیقی درباره طرح این ساز می‌گوید: « سید خلیل همیشه در پی نوآوری بود و می‌خواست سبك جدیدی را به وجود بیاورد. این كار را در نوازندگی و آهنگسازی انجام داد و طرح این ساز را نیز او ریخت.» فریدون حقیقی حدود 20 سال یعنی از سال 1363 با زنده‌یاد عالی‌نژاد در ارتباط بود و اواخر زندگی عالی‌نژاد در تهران، پنج سالی با او زندگی می‌كرد. فرشاد حقیقی، رهبر گروه تنبورنوازان مجذوب و پسر فریدون حقیقی در این باره می‌گوید: «در سعادت‌آباد خانه‌ای داشتیم كه با عالی‌نژاد و پدرم در آن زندگی كردم. حدود پنج سالی شد تا اینكه از ایران رفت. زندگی من با عالی‌نژاد در این پنج سال سرفصل همه عمر من خواهد بود. تا به حال مردی با این سجایا و اخلاقیات ندیده‌ام. متین، موقر، باادب، مهربان و مردم دوست بود و برای همه دل می‌سوزاند.» عالی‌نژاد در سال 1378 یعنی در اواخر اقامتش در تهران طرح این ساز را به حقیقی می‌دهد و هرگز فرصت نمی‌كند تا زخمه‌ای بر این ساز بزند. «تن‌تار» تركیبی از دو ساز مقدس است. تنبور كه برای مردم كرمانشاه ارزشمند و عالی‌مقام است و سه‌تار كه سازی عرفانی محسوب می‌شود. تنبور از لحاظ دستان‌بندی نیم‌پرده است و بر دستان‌بندی قدیم و قبل از اختراع ربع پرده ساخته شده است. به گفته فرشاد حقیقی: « ردیف‌ها و دستگاه‌هایی كه اكنون داریم در قدیم بر همان 14 پرده نواخته می‌شد. به عنوان مثال ماهوری را كه در تنبور می‌زنیم به عنوان ماهور قدیم می‌شناسند.
تنبور خیلی از گوشه‌ها را ندارد و دارای اصل دستگاه‌هاست. به همین خاطر تنها لحن و لهجه دستگاه است كه تغییر می‌یابد. تنبور، ماهور، شور، اصفهان و چهارگاه را با لهجه‌ای باستانی و قدیمی می‌نوازد. سه‌تار تكامل یافته تنبور است. حجم كاسه كوچك شده و تعداد و تنوع پرده‌ها و وسعت صدادهی افزایش یافته است. سه‌تار در قدیم دارای سه سیم بوده است و برای همین صدای این ساز با سه سیم بسیار شبیه به تنبور است.» فریدون حقیقی درباره تن‌تار توضیح بیشتری می‌دهد: «خیلی‌ها به دست گرفتن ساز كتابی عادت ندارند. برای همین شاید در ابتدا برایشان كمی نواختن این ساز مشكل باشد. اما باید قلق آن را به دست بیاورند تا به سهولت آن را بنوازند.» وی تاكید می‌كند كه ادغام دو ساز در یك ساز در تاریخ موسیقی ایران بی‌سابقه بوده و شاید بتوان گفت كه در جهان نیز بی‌سابقه است. حقیقی ساخت تن‌تار را بدعتی در سازسازی می‌داند و می‌گوید: «اینكه نمی‌شود هرچه را از قدیم مانده عینا استفاده كرد. مگر در قدیم اینگونه رفتار می‌كردند؟ اضافه شدن یك سیم به سه‌تار و ابداع ربع پرده و ساخت تار از همین نوآوری‌ها بوده است.» رامین كاكاوند، آهنگساز گروه ارغنون و از اعضای اصلی گروه باباطاهر كه با سیدخلیل عالی‌نژاد همكار بود نیز درباره«تن‌تار» می‌گوید: « تن‌تار قدرت نوازندگی را بالا می‌برد. نواختن این ساز باعث می‌شود تا نوازنده بتواند به سهولت روی سن از هر دو ساز تنبورو سه‌تار استفاده كند.» فریدون حقیقی هنوز هم «تن‌تار» می‌سازد ولی باید سفارشی باشد: «هركسی مایل به نواختن این ساز نیست. اگر سفارش این ساز به من شود حدود 20 روز طول می‌كشد تا آن را بسازم.» مهر كارگاه مجذوب روی سازهای حقیقی، نزد اهالی موسیقی بسیار مشهور است.    


تنبورنواز برجسته و ویژه    

عالی‌نژاد در تنبورنوازی صاحب سبك بود. این جمله را از تمام كسانی كه با این ساز آشنایی دارند، می‌توان شنید. رامین كاكاوند این مطلب را تائید می‌كند و می‌گوید: « عالی‌نژاد چهارده مقام تنبور را كه سینه به سینه نقل شده بود در كتاب «تنبور از دیرباز تاكنون» به نت نوشته و این كار باعث شده تا این مقام‌ها ثبت شده بماند.» وی سبك سیدخلیل را منحصر به فرد می‌داند و می‌گوید: « در تنبورنوازی سبك ویژه‌ای داشت. اكثر كسانی كه در حال حاضر تنبور می‌زنند به شیوه او می‌نوازند.» فرشاد حقیقی نیز كه در كودكی مدتی پیش عالی‌نژاد بود و این استاد ،نوازندگی او را تصحیح می‌كرده، می‌گوید: « دو نوع سبك تنبورنوازی داریم. یكی سبك گوران و دیگری صحنه كه هر دو منطقه در كرمانشاه هستند، هر كدام از این مناطق سبك‌ها و شیوه‌های مختص خودشان را دارند. بزرگان تنبورنواز صحنه درویش امیرحیاتی، سید امرالله شاه‌ابراهیمی و سیدخلیل عالی‌نژاد هستند و بزرگان نوازنده تنبور در گوران نیز طاهر یا رویسی و علی‌اكبر مرادی. در سبك درویش امیر حیاتی تنوع ریتم خاصی وجود دارد و اكثرا ریتم دهل است. شیوه نوین خلیل عالی‌نژاد نیز در مضراب‌‌زنی و انگشت‌گذاری خاص او بوده است. شیوه نوازندگی گورانی‌ها تند و خشن است و خیلی محلی‌تر از تنبورنوازی صحنه است. اهالی صحنه نرم و لطیف می‌زنند.» فرشاد حقیقی رهبر گروه تنبورنوازان مجذوب است كه در ابتدای ششمین سالگرد درگذشت عالی‌نژاد با حدود 30 نفر جوان دف و تنبورزن، به سمت مقبره آمدند. حقیقی پسر، گروه را آماده می‌كند و روی سن می‌روند. تنبورنوازان و یك نفر دف‌زن روی سن و بقیه نوازندگان دف پایین سن روبروی مردم. این آخرین برنامه و جذاب‌ترین آن است. حقیقی درباره شیوه كار خود با تنبور می‌گوید: « روی شیوه نوازندگی حیاتی و عالی‌نژاد كار می‌كنیم تا تلفیقی از این دو را ارائه دهیم. شیوه نوازندگی خیلی روی موسیقی تاثیر دارد. مثل این می‌ماند كه یك جمله را فارس یا كرد بگوید. جمله همان جمله است ولی لحن و لهجه آن فرق می‌كند. در تلفیق دو نوع شیوه نوازندگی نیز می‌توان لحن جدید و زیبایی خلق كرد. به خصوص اگر شیوه تنبورنوازی گوران را با صحنه تلفیق كنیم. یعنی همان اتفاقی كه در گروه تنبور شمس و در اوایل كار آنها افتاد. علی‌اكبر مرادی و سیدخلیل عالی‌نژاد، هركدام با شیوه مختص به خود در یك گروه می‌نواختند و عالی‌ترین كارهای تنبور را خلق كردند.» پورناظری رهبر گروه تنبور شمس نیز از سیدخلیل به نیكی یاد می‌كند: « نوازنده چیره‌دستی بود و مثل او كمتر یافت می‌شود. تكنوازی او در آلبوم «صدای سخن عشق» از یاد نرفتنی است.»فرشاد حقیقی اما مهمترین كار تكنوازی عالی‌نژاد را «شكرانه» می‌داند: «بداهه‌نوازی در آلبوم «شكرانه» باید به عنوان یكی از قویترین بداهه‌نوازی‌های موسیقی ما شناخته شود. كسانی كه می‌خواهند تنبور بزنند باید با این كار آشنا شوند.» وی تنبور را متعلق صرف به كرمانشاه نمی‌داند و می‌گوید: « تنبور متعلق به همه است. می‌گویند باید تنبور را فقط در مقام قدیمی خودش زد در حالی كه نمی‌شود. این ساز پنج تا هفت هزار سال قدمت دارد و هر نوازنده چیره دستی چیزی به آن افزوده است كه این چنین حفظ مانده.»    

گروه تنبورنوازان مجذوب كه متشكل از 10 نفر عضو ثابت و 15 نفر دف‌نواز مهمان هستند برنامه خود را با قطعه‌ای تلفیقی از چند مقام تنبور به پایان می‌رسانند و در میان تشویق حاضران از سن پایین می‌آیند. برنامه تمام شده ولی جای‌جای نوازندگانی را می‌شود دید كه گروه‌گروه حلقه زده‌اند و بر دف و تنبور می‌زنند و سرهای خود را به هر سو تكان می‌دهند. اینجا مراسم سالگرد درگذشت عالی‌نژاد است. مرگی كه هرگز مسبب آن مشخص نشد.  
  
گزارش یك قتل
«متولد 1362 هستم و در زمان این اتفاق 18 یا 19 ساله بودم.» سیدحمید عالی‌نژاد پسر استاد عالی‌نژاد این گونه خود را معرفی می‌كند او در خانه بوده و پدر در آموزشگاه به قتل رسیده است. فرهاد ذوالنوری درباره مرگ عالی‌نژاد می‌گوید: «به سوئد رفته بود تا در آنجا آموزش موسیقی بدهد. روز 27 آبان ماه 1380 پلیس سوئد جنازه او را سوخته كشف می‌كند. كالبدشكافی‌ها نشان از این داشت كه او را با چاقو تكه‌تكه كرده‌اند ولی متاسفانه هیچ وقت قاتل او پیدا نشد.» یكی از حاضرین در مراسم نیز كه حاضر نیست نام خود را بگوید در این باره می‌گوید: «من همسایه روبه‌روی آموزشگاه او در شهر گوتنبرگ بودم . عالی‌نژاد ساعت 9 صبح در آموزشگاه شاگرد داشته و باید به آنجا می‌رفت. این گونه كه شواهد نشان می‌دهد ساعت هشت‌و سی دقیقه صبح كارت اتوبوس خود را زده و به سمت آموزشگاه رفته. 5 دقیقه تا آموزشگاه راه است، بنابراین هشت و سی و پنج دقیقه صبح به آموزشگاه رسیده. روی سقف همه خانه‌ها در سوئد دستگاهی تعبیه شده كه به محض ایجاد احتراق، زنگ خطر آن در اداره پلیس و آتش‌نشانی به صدا درمی‌آید. ساعت 9 صبح زنگ خطر آموزشگاه عالی‌نژاد در اداره پلیس زده شده و پلیس با جسدی روبه رو می‌شود كه به گفته خودشان با جسم سنگینی به سرش ضربه زده‌اند و جای 5 ضربه چاقو نیز در بدن او دیده شده است. بعد جسد را با ماده‌ای عجیب آتش زده‌اند.» رامین كاكاوند نیز از شنیده‌های خود می‌گوید: «روز 27 آبان ماه 1380 به گفته همسایه‌طبقه بالایی، سه نفر مهمان او بودند. دو نفر از آلمان آمده بودند و سومین نفر همكار عالی‌نژاد در سوئد بوده است. البته این همكار كه خیلی‌ها اعتقاد دارند او هم از مسببین مرگ عالی‌نژاد است حضور خود را در آنجا و در آن ساعت انكار می‌كند.» عالی‌نژاد در «صحنه» دشمن‌های زیادی داشت. به دلیل اختلافات عقیدتی با گروهی از اهالی این شهرستان درگیری دائم داشته است. قباد سالك همسایه او در شهرستان صحنه می‌گوید: «گروهی كه زیر نظر (...) فعالیت می‌كردند به شدت با عالی‌نژاد بد بودند.سیدخلیل هم نمی‌توانست زیر بار حرف زور و نادرست برود. یادم می‌آید كه سال 68 بود كه حدود دو هزار نفر از آن دسته ،خانه سیدخلیل را محاصره كردند و آن را سنگباران كردند. سیدخلیل با دو سه نفر در خانه بود و نمی‌توانستند از خود دفاع كنند. برای همین به پشت‌بام رفتند و مدتی آنجا ماندند تا آن عده بروند.» فرهاد ذوالنوری نیز درگیری‌های فیزیكی را تائید وتاكید می‌كند: «بله درگیری‌های شدیدی به وقوع می‌پیوست.»قباد سالك ادامه می‌دهد: «یك بار هم در بازار صحنه و یك بار دیگر در گاراژ صحنه درگیری شد.» سالك اما مهمترین این درگیری‌ها را در اداره برق می‌داند: «بچه‌ها چون عده‌شان كمتر بود به داخل اداره برق رفتند و آنجا پناه بردند. آن طرفی‌ها هم اداره را محاصره كرده بودند كه ماموران نیروی انتظامی آمدند.» خلیل عالی‌نژاد حدود سال‌های 74 «صحنه »را ترك می‌كند و زندگی در تهران را انتخاب می‌كند. می‌رود تا به دور از جنجال‌های عقیدتی به كار هنری‌اش بپردازد. سال 79 دعوتنامه‌ای از سوئد برای آموزش تار و سه‌تار و تنبور دریافت می‌كند و به آن كشور می‌رود تا در 27 آبان ماه، جنازه‌اش یافت شود. ذوالنوری می‌گوید: «وكیل بین‌المللی گرفته شده و از طرف دولت از خانواده آن مرحوم وكالت گرفته شد تا پیگیری جریان قتل در كشور سوئد انجام شود.»

صبح روز 14 آذر ماه 1380 جنازه سیدخلیل در مقابل تالار وحدت تشییع شد. محمدرضا درویشی در آن مراسم استاد را چنین توصیف كرد: «كسی سید را نشناخت. عالی‌نژاد مغنی شاهد و خنیاگر مهر عشق و فرزانه‌ای در موسیقی بود كه به تنبور، این سازی كه می‌رفت سخیف شود، اعتباری روزافزون بخشید. عالی‌نژاد علاوه بر مقام‌های باستانی و حقانی تنبور به ردیف دستگاهی ایران احاطه كامل داشت. او توانست در این سال‌ها مجموعه عظیمی از نغمه‌ها، حكایت‌ها، رویاها و مقام‌ها را دریابد، از مجموعه عظیم استادان و پیران توشه برچیند و بسیاری از رشته‌های به هم ناپیوسته موسیقی، ادبیات، اعتقادات و رویاهای مردم ساكن در جلال پر وهم «اورامان» و زاگرس را به هم پیوند زند و تكه‌های جدا افتاده و پرتاب شده به این سو و آن سو از مقام‌ها و كلام حقانی تنبور را گرد آورد. سیدخلیل علاوه بر استادی در نواختن تنبور، دستی بر تار و سه‌تار هم داشت. اما آنچه بیش از همه استاد را محبوب كرده بود شیوه خاص وی همراه با احساسی لطیف بود كه از یك مراقبه روحانی نشات می‌گرفت و به حق شنونده را تحت تاثیر قرار می‌داد.» سیدخلیل رفت، اما یاد و صدای ساز و آواز او هنوز مانده است. سیدخلیل رفت اما مهر قلندر او بر سازهایی كه می‌ساخت هنوز هم نیك می‌درخشد.

منبع: روزنامه حیات نو

مولا جانم.جان جانم.مولا جانم.


خوشا دردی که درمانش تو باشی


خوشا راهی که پایانش تو باشی


خوشا چشمی که رخسار تو بیند


خوشا ملکی که سلطانش تو باشی


مولا جانم.جان جانم.مولا جانم.


خوش آن ساعت که یار از در در آیو


شو هجرون و روز غم سر آیو


زدل بیرون کنم جان را به صد شوق


همی واجم که جایش دلبر آیو


مولا جانم.جان جانم.مولا جانم.


مو آن مستم که پا از سر ندونم


سروپایی به جز دلبر ندونم


به جان دلبرم کز هر دو عالم


تمنایی به جز دلبر ندونم


مولا جانم.جان جانم.مولا جانم.


به سر شوق سر کوی تو دیرم


به دل مهر مه روی تو دیرم


بت من.کعبه من.قبله من


تویی هر جا نظر سوی تو دیرم



نوشته شده توسط hamid hamidi در دوشنبه 5 آذر 1386 و ساعت 05:11 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 نوشته های پیشین
+ اولین شعر نو فارسی / ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی
+ کردها در مصر
+ آموزش زبان کردی در بوکان
+ نمایشگاه عکس رسانه ای " هه ناسه "
+ " نظامی گنجوی " و عشق به مادری کرد نژاد
+ ملکه زیبایی 2012 کردستان
+ زندگینامه دوبلور کرمانشاهی استاد منوچهر اسماعیلی
+ از خوانندگی تا پزشکی، از گویندگی تا سیاست در گفتگویی با عمر دزه ای
+ گفتگو با استاد مظهر خالقی
+ پر کاربردترین اسامی در میان کردها در سال 89
+ زندگینامه دو بازیگر کرد سریال ستایش
+ پژوهشی در تاریخ و فرهنگ كُردهای چهاردولی
+ عالی‌ترین درجه هنری موسیقی ایران به دو هنرمند کرد اعطا شد
+ بزرگداشت عبدالله ابریشمی پژوهشگر تاریخ قوم كرد
+ حسام الدین لرنژاد: دیگر ترانه های مذهبی نمی خوانم
+ ساخت جدید ترین فیلم ماهسون در استانبول و دیاربکر
+ بیله دمیرتاش، ستاره کرد در سینمای دنیا
+ نویسنده نامدارآلمانی کردتبارشیرکو فتاح:
+ گزارش كوردنیوز از موفقیت فیلمساز كردستانی
+ آلبوم شهر خاموش کلهر برای حلبچه
+ آراء هیات داوران هفتمین جشنواره تئاتر کردی
+ محمد اوزون نویسنده و رمان نویس مشهور کردستان ترکیه: آثار و فعالیتها
+ معرفی صدا و سیمای کردستان
+ گزارشی از کنسرت بی سابقه شوالیه آواز ایران
+ تصاویری از تاریخ و فرهنگ کردستان
+ گزارش تصویری از حضور شجریان در کردستان عراق
+ «دارین زانیار» پاپ استاری با صدای سحرآمیز
+ گفت‌وگو با ابراهیم سعیدی كارگردان مستند بلند همه مادران من
+ بابك امینی در سینه فونداسیون جشنواره بین‌المللی كن
+ آلبوم موسیقی کردی "دیلان" منتشر شد.

صفحات :