تبلیغات
فرهنگ و هنر کردستان - گفتگو با استاد مظهر خالقی
 گفتگو با استاد مظهر خالقی ... موسیقی

استاد مظهر خالقی:

حداقل 200 ملودی کردی به شیوه ای علمی و هنری خلق کرده ام

... به دلیل اینکه در تاریخ، اراده‌ی حاکم بر موسیقی کردی وجود نداشته است، فعالان عرصه موسیقی و آواز کردی ضمانتی برای فراهم کردن ملزومات زندگی خود و امکان امرار معاش و رفع نیازهایشان از طریق موسیقی نداشته اند. با نگاهی به گذشته نیز می بینیم که اکثر هنرمندان عرصه‌ موسیقی در فقر و نداری از دنیا رفته اند، موسیقی وسیله ای نبوده است که زندگی من را نیز تامین کند...

کردپرس _ سرویس فرهنگ و هنر: خالقی شاید اولین کسی باشد که برای علمی کردن موسیقی در کردستان ایران کوشیده‌ است، از آن زمان که هم به عنوان خواننده و هم به عنوان مدیر در مراکز رادیویی تهران و کرمانشاه حضور داشت، می دانست زندگی اش در مسیری دوسویه ادامه‌ خواهد یافت؛ بایستی هم برای وجدان ملی کوشید و هم برای نوازش گوش ها و اکنون تمام تلاش هایش را معطوف به وجدان ملی ساخته است.

خالقی همان کسی است که مرحله به مرحله زندگی خود را باز تعریف می کند و به قول کوندرا: «در هر مرحله انسان دیگری را تجربه کرده است». هر مرحله سرشار از تفکر و خاطرات است؛ سیری در جهات مختلف، از درد نوستالوژی گرفته‌ تا حسرت آینده‌ ایتکنولوژیک و این یعنی جسارت روبرو شدن با روح زمانه‌ای که‌ تعهد، از خودگذشتگی و عریانشدگی می طلبد و خالقی کمتر به‌ یاد دارد که‌ دمی از آن رهایی یافته‌ باشد.
و امروز که در برابر سوالات ما قرار گرفته، اعلام داشت: شاید با خواندن این پاسخها جامعه به جواب بخشی ازسوالات خود دست یابد.

شما به عنوان مسئول انستیتوی میراث کرد مدتی است که به‌ انتشار آرشیو هنرمندان کردستانی همچون علی مردان، حسن عارف جزراوی، حسن زیرک و ... اهتمام ورزیده‌اید، اما تا چه اندازه بر روی این آثار به لحاظ زیبایی شناسی و کارگاهی کار شده است تا همچون اثری صرفاً فولکلور کردی به آنها نگریسته نشود؟

یکی از وظایف انستیتوی میراث کرد حفظ و پاسداشت هنر به شکلی جامع است، وقتی که صحبت از هنر یا میراث کرد می شود منظور تنها موسیقی و آواز نیست، بلکه ممکن است صدها موضوع را شامل شود زیرا میراث هستی و وجود انسانها را شامل می شود، هم وجود اجتماعی و هم وجود مدنی را. به همین دلیل یکی از مباحثی که بر روی آن کار می کنیم موسیقی و آواز کردی به شکلی کلی است و در این راستا توجه بیشتری به کارهای اصیل مبذول می شود.
ترانه ها در هر زمانی که ساخته شوند، وابسته به همان زمان خواهند بود و این ترانه ها از ترانه ها وملودی هایی که در نقاط پراکنده ی کردستان و از سوی افرادی عامی خوانده شده اند و صدها سال بر زبان ها مانده اند، متفاوت اند. این دومقوله البته‌ یکی نیستند، کاری که به دست یک آهنگساز در زمانی مشخص ساخته و پرداخته می شود موسیقی همان زمان است و بایستی در متن آن زمان ثبت گردد و در صورتی که اگردر میان کارهای امروزی کاری شایسته یافت شود، برای حفظ آن نیز اقدام می کنیم.
ما بیشتر به موسیقی هایی می پردازیم که بیش از صدها سال است برالحان و زبانها جاری اند و منبع اصلی تمایز و شناسایی موسیقی کردی هستند ، ما برای حفظ و زنده کردن آثار از بین رفته و هنرمندانی که دیگر در میان ما نیستند تلاش می کنیم.
البته اینکه این آثار به کدام گویش بوده و مخصوص کدام نقطه از کردستان هستند برای ما اهمیتی ندارد. ممکن است که کار ما چندین سال به طول بیانجامد. ما مدت 9 سال است که در این راه‌ می کوشیم و تنها توانسته‌ایم ذره‌ای از این دریای بیکران را جمع کنیم. اما فکر می کنم برای جمع آوری ملودی های اصیل کردی از تمام نقاط کردستان و از زبان خوانندگان مختلف و آرشیو کردن این آثار و تبدیل آنها به ابزاری شایسته برای تبیین بنیادهای موسیقی کردی در آینده به زمانی بسیار بیشتر از اینها نیاز داشته باشیم، یعنی  اولین قدم ما در این وادی جمع آوری این آثار به عنوان ماده خام اولیه است.
اگر آغاز تاریخ ثبت و ضبط موسیقی کردی را سال 1939 در نظر بگیریم، می توان گفت که اولین صفحه ضبط شده از آن آقای «جزیری » نامی است، که به عنوان یکی از ساکنان کردستان ترکیه، اولین اثر خود را در شهر موصل ضبط و منتشر نموده است. این اثربعدها را بر روی کاست پیاده شده است، اما اثری که امروز در اختیار ماست ازکیفیت صدادهی بسیارپایینی برخوردار است ونمی توان صداهارااز هم تشخیص داد. سالم باقی نمانده است و با مشکلاتی همچون وجود صداهای اضافه و کیفیت پایین مواجه هستیم.
به همین دلیل و همانگونه که ابتدا نیز عرض کردم جمع آوری این همه ترانه و ملودی کردی در آرشیو به منظور حفظ و جلوگیری از فراموشی آنها صورت می گیرد و این در حالی است که قسمت اعظم آثاری که جمع آوری شده اند با گذشت زمان دچار تغییراتی شده و کیفیت اولیه را ندارند. دلیل این مسئله نیز به نحوه ضبط و نگه داری این آثار برمی گردد ، که بر روی کاست یا صفحه در رادیو، خانه ها و استودیوها نگه داری شده اند و تکنیک و تکنولوژی ضبط آنها مغناطیسی بوده است.
ما در انستیتوی میراث کرد این ترانه های قدیمی را که بر روی صفحه یا کاست ضبط شده اند، با ابزار موجود به دیجبتال تبدیل می کنیم و از همین طریق نیز ماندگاری آنها را نیز برای همیشه ممکن می سازیم و همزمان مشغول اصلاح این آثار از طریق هواگیری، حذف صداهای اضافه و تنظیم سرعت پخش آنان هستیم.
البته برای تغییر کیفیت صداها لازم است که از ابزاری مخصوص استفاده شود و امید است که در آینده بتوانیم به این مهم دست یابیم ، چرا که روند رو به رشد تکنولوژی در امروز جهان چنین امیدی را در دلهای ما می کارد ، برای مثال امروزه با تکنولوژی می توان فیلم های قدیمی را بازسازی و بازعرضه نمود. شاید روزی برسد که ما نیز بتوانیم شماری از ویدیوهای موجود را اصلاح و تجدید کنیم و کیفیت و اصالت آنان را تا سطح ممکن افزایش دهیم.
امروز به منظور ماندگاری ترانه های اصیل و کهن که بر سر زبان های مردم اند، و به ویژه برای منقطع نشدن ارتباط نسل آینده با گذشته ، این آثار اصلاح شده اند و برای آنها شناسنامه قرار داده شده است.
فکر می کنم که کار به لحاظ هنری به استانداردهای کافی رسیده است و به لحاظ علمی به سطحی مطلوب دست یافته است، به نحوی که هم متن ها و هم شخصیت خوانندگان و موسیقی دانان قابل شناسایی هستند و همین موجبات رضایت مردم را فراهم کرده است ، و رادیو و تلویزیون هم می توانند از آنها استفاده کنند.
البته شمار زیادی از این آثار به دلیل محدودیت زمانی هنوز اصلاح نشده اند و آثار هنرمندانی همچون حسن زیرک و عارف جزراوی به کار بیشتری نیاز دارند، ما برای شروع تعدادی از کارهای این هنرمندان را منتشر کرده ایم ، در آینده نیز همه آثار آنها را اصلاح کرده و منتشر خواهیم کرد.
خوانندگان دیگری نیز همچون علی مردان وجود دارند که تقریباً 90 درصد کارهایشان را منتشر کرده ایم، اما چند کاری به زبان ترکمانی دارد که به لحاظ کیفی چنان در سطح پایینی هستند که نتوانسته ایم کار زیادی بر رویشان انجام دهیم، این آثار هنوز پخش نشده اند و امید است در فرصتی دیگر که برنامه و ابزار لازم در اختیار ما قرار گیرد، بتوانم این کار را انجام دهیم، زیرا این آثار به لحاظ ملودی و طرز اجرا جذابیت و اهمیت بسیاری دارند.

در تابستان امسال و در جریان نشست های شما با کانال KNN به اقلیمشناخته نشده ی موسیقی کردی اشاره کردید و گفتید: لازم است به شیوه ای علمی به موسیقی کردی بنگریم، ما نیز این مسئله را به عنوان سوالی از خود شما می پرسیم که استاد خالقی به عنوان عالمی در زمینه موسیقی و مسئول انستیتوی هنرهای زیبا، جدای از انتشار چند کتاب پارتیتوری تا چه حد برای این مهم تلاش کرده است؟

من برای آن چند کتاب اهمیت چندانی قایل نیستم زیرا تاریخ میراثی (که موسیقی بخشی از آن است) که سالها در حاشیه و بدون قیمومیت بوده است ، به راحتی احیا نمی شود. ما شاید تلاش زیادی کرده باشیم اما چنین توانایی و امکانی نه در توان انستیتو است و نه در هیچ جای دیگر کردستان. هر چند توانسته ایم در حد توان خود سهمی از ملودیها و سازهایی را که هر کدام به نحوی معرف موسیقی کردی هستند، ثبت کنیم ولی باز این تلاشها ناکافی بوده‌اند. شاید در آینده با طرحی برنامه ریزی شده، زمینه های جمع آوری این ابزارها را بیشتر فراهم کنیم.
البته تا امروز در این زمینه اقدامی آنچنانی انجام نشده است، زیرا در مناطق کردنشین موسیقی کردی فرصت لازم را نیافته است که بتواند به شیوه ای علمی، هنری و حتی به شیوه ای بازرگانی در جامعه وجود و تحرک داشته باشد.
تاکنون تعدادی کتاب از طرف موسیقیدانان یا افرادی که دلسوز موسیقی کردی هستند منتشر شده است، اما تا به امروز اثری علمی در این زمینه نداشته ایم، یعنی نمی دانیم که موسیقی کردی از کجا و در چه زمانی آغاز شده است و به کجا ختم خواهد شد، اما می دانیم که از طریق ملودی ها و صداهایمان می توانیم خود را از موسیقی ترک، عرب و فارس جدا بدانیم.
همانگونه که فارس، عرب و ترک چارچوب زبانی و نشانه ای برای موسیقی خود تعیین کرده اند، ما نیز اگر بخواهیم در آینده چارچوبی علمی برای موسیقی خود تصور کنیم، لازم است آن را در متن یک ساختار بومی منحصر به خویش تعریف و تبیین کنیم. یکی از ملزومات این کار وجود ابزارهایی است، تا محققان و پژوهشگران برای طراحی چارچوب ها حداقل ماده خام اولیه ای را در اختیار داشته باشند. به همین دلیل یکی از فواید آرشیو انستیتوی میراث کرد، فراهم کردن این ماده اولیه لازم برای اساتید موسیقی کردی در تمام مناطق کردنشین است، تا شاید بتوانند در مدتی کوتاه (از 2 سال تا 10 سال) آن را بازنگری کرده و روشن کنند که آیا امکان طرح ریزی چارچوبی برای موسیقی کردی وجود دارد یا نه و اگر وجود دارد آیا می توان برای طرح ریزی چارچوب موسیقی کردی از مقامات و سازهای موجود در منطقه استفاده کرد یا خیر؟
وظیفه ی من در اینجا فراهم آوردن ایده و جمع آوری سازهای لازم است و مابقی بر عهده اساتید است که در این مسئله پژوهش کنند و با ترجمان علمی آن چارچوب ها و راه حل های خود را برای کار بر روی موسیقی کردی ارائه دهند.

سوال دیگری که در این باره زیاد مطرح می شود، سوال از سازبندی موسیقی کردی و توانمندسازی و به روز کردن ساز کهن از راه تطابق سازهاست، برای مثال نرم نی که سازی کاملاً کردی است کاربردهای آن در نزد ارمنیان چنان تکامل می یابد که بتواند در ارکسترا بر روی پارتیتور قرار گیرد، اما نزد ما چنین تلاشی صورت نگرفته است و تنها نوعی مبادله سازها دیده می شود. یعنی از طرفی سازهایمان بلا استفاده می مانند و از طرفی دیگر آهنگسازان ما از سازهای ملل دیگر استقبال می کنند، برای مثال در کردستان ایران سازهایی نواخته می شوند که مخصوص موسیقی فارسی است و به همین دلیل نیز صداها به سمت آنها گرایش می یابد، البته این مسئله همچون نقدی به صدای شما نیز وارد است؟

من با همه انتقادها موافقم، تا نقد نباشد نمی دانیم که ایرادهایمان کجاست، برای خودم و آثارم جواب دارم، اما هیچ کاری بدون عیب و نقص نخواهد بود.
لازم است که موضوع اینسترامنت موسیقی یا آلات موسیقی را به این سادگی مورد بحث قرار ندهیم بلکه موسیقی نیز مانند علوم دیگر، علمی گسترده است و به ویژه لازم است این علم را از دو بعد بررسی کنیم، یکی بعد روحی و روانی موسیقی و دیگری دانش موسیقی است.
همانگونه که افراد با تحصیل علم الکترونیک می تواند به مدارج بالای این علم دست یابد، در زمینه های مختلف موسیقی نیز تحصیلات عالیه‌ وجود دارد. در مقابل شناخت بعد روحی و روانی زمینه های موسیقی اعم از پایبند بودن به برخی عادات ، تقلید و فولکلور مسئله ی دیگری است که نباید از آن غافل ماند. برای مثال فردی که از موسیقی هندی لذت می برد علاوه بر اینکه باید موسیقی را همانند علم روز یاد بگیرد و شیوه ی به کارگیری آن را بداند، لازم است که با روح آن ملت نیز سازگار باشد و این مسئله در مورد فارس و ترک نیز صادق است.
به این ترتیب موسیقیدان باید به دو َناخت همزمان مجهز باشد؛ اولی شناخت علمی موسیقی و دیگری شناخت آن کسی است که موسیقی را برایش به کار می گیرد، موسیقیدان باید بداند که با چه روحی کار می کند و این دشواری کار صد چندان می کند.
به همین جهت وقتی گفته می شود موسیقی را باید جهانی کنیم منظور یافتن راهی برای تقریب روحها و روانها است موسیقی تنها حوزه ای است که می تواند انسانها به هم نزدیک کند، بدون آنکه نیازی به دید و بازدیدها و فهم زبان متقابل باشد. بنابراین از طرفی می دانیم که‌ این دو دیدگاه به آسانی به‌ هم جوش نمی خورند و در عین حال ما کردها نیز به دلیل عدم برخورداری از قدرت سیاسی از دیرباز فاقد شناخت زمینه های نمایه ای بوده ایم و از فرصت پرداختن به چنین زمینه هایی باز مانده ایم.
از طرفی موسیقی دانان کرد از سر ناچاری مستقیماً تحت تاثیر امپراتوریهای دیگر موسیقی قرار گرفته اند و تاثیرات حاصله را بر روی فرهنگ و موسیقی کردی پیاده کرده اند.
این مشکل بسیار بزرگی است و در حالیکه بنا که گفته خودت همان ملل دنیا اعم از عرب، فارس، ترک، روس و .... که چارچوب خاص خود را دارند، با جریان پر تلاطم موسیقی جهانی نیز درگیرند. بنابراین چاره ای نیست جز اینکه باور کنیم که در امروز جهان هر ملتی سعی می کند میراث به جا مانده ی موسیقی خویش را حفظ کند.
مشکل ما دقیقاً همینجاست، نمی توانیم همزمان هم مشکل میراثی را که پانصد سال از آن بی بهره بوده ایم را حل کنیم و هم بخش علمی آن را بازنگری و اصلاح کنیم. این امر زمانی امکان پذیر خواهد بود که در زمینه موسیقی صدها استاد به طور مستمر به مطالعه و پژوهش بپردازند و برای این مسئله وقت بگذارند و صدها تن در دهها زمینه مختلف مهارت داشته باشند.
البته امروزه به دلیل وجود آزادیها و امکانات بیشتری که در اقلیم کردستان فراهم است بهتر می توان خود را با واقعیت روز وفق داد و باید تلاش کرد تا رضایت مردم و جوانان کرد را فراهم آورد. بی گمان در این زمینه با کمبودهایی مواجه هستیم و دیده می شود که از سر ناچاری کارهای عربی و فارسی را به کردی تبدیل می کنند و این اقتضای بازار موسیقی است. همانگونه که در بازار گوشت و پنیر و نان مورد نیاز خود را از خارج وارد می کنیم، موسیقی نیز به واردات نیاز دارد.
ایراد کار جایی است که نظام مزبور فراموش کند در کنار واردات به محصولات داخلی آسیب نرساند. این موضوعی است در حوزه‌ حکومت داری که‌ من در آن آگاهی زیادی ندارم و نمی خواهم به‌ آن بپردازم .
سوال دوم این است که تعادل بین دو بعد گفته شده، چگونه حفظ می شود؟ برای مثال همه ما به خوبی می دانیم که ما در ساز تنبور‌ صاحب سبک هستیم و در اینکه منبع اصلی این ساز به کردها و به ویژه کاکه ایها، یارسانیها و یزیدی ها برمی گردد هیچ شکی نیست. این ساز از همان دوران آیین های باستانی به ما رسیده است. هر چند دقیق نمی دانم که این ساز در چه دورانی ساخته شده است ، اما می دانم که از 700 سال قبل تا به‌ امروز از آن به عنوان سازی آیینی استفاده شده است. و هم اکنون نیز در مناطق یارسان کرمانشاه از آن استفاده می شود و اگرچه اصلاحاتی را در آن شاهد بوده ایم اما به همان شکل و شیوه ساخته می شود. در ترکیه اما به دلیل وجود جمعیتی 20 میلیونی از کردها، توانسته اند از این ساز استفاده بهتری ببرند و آن را کاملتر کنند و پرده هایی به آن بیفزایند و حتی به شیوه الکتریکی نیز از آن بهره برده اند.
سازهای بالبان، شمشال، دووزه‌له‌ و زورنا اهمیت بسیاری دارند ، این سازها در زمان خود به همه ملل دنیا تعلق داشته اند و اینسترامنت اصلی ملل دنیا برای نواختن موسیقی بوده اند و ما نیز این سازها را در تاریخ موسیقی خود داریم. با این تفاوت که این سازها نزد آنها اصلاح و ارتقا داده شده است. اما ما به دلیل نداشتن قدرت سیاسی و چارچوبی تعریف شده‌ برای موسیقی، نتوانسته ایم در آنها تغییری ایجاد کنیم. این در حالی است که ما حتی کمانچه مخصوص به خود را داریم که با کمانچه فارس، ترک و ترکمان و ... تفاوت های بسیاری دارد.
ملزومات دستیابی به تمام موارد مطرح شده به وسیله دولتها فراهم خواهد شد که به دلیل پاره ای مشکلات هنوز این امورات مغفول مانده اند. با این اوصاف لازم است که در آینده به شیوه ای علمی این مسائل را بررسی کرده و برای آنها برنامه ریزی کند و قدم به قدم برای دستیابی به آنها اقدام کند. ما نمی توانیم خود را مالک موسیقی کردی بدانیم در حالی که سازهای آن کردی نیستند. تنها در صورت برخورداری از سازهای بومی است که می توان به اصلاح یا تغییر موسیقی همت گماشت.
برای مثال در سال 2004 برای اولین بار از طریق ارکستر سمفونیک عراق/ بخش سلیمانیه/ طرحی برای این مسئله ریخته شد و قرار شد که به عنوان ارکسترا تعدادی ترانه کردی ضبط شود، من پیشنهاد کردم که سازهای کردی نیز به کار گرفته شوند. آن زمان استاد عبدالله جمال این کار را انجام داد و بالبان ، دف و کمانچه‌ سازهایی بودند که در آن ارکسترا مورد استفاده قرار گرفتند . برنامه آنقدر سر و صدا کرد که در دسامبر 2004 از این گروه‌ دعوت به عمل آمد تا هم در کاخ سفید ودر مقابل بوش و هم در نیویورک اجرا کنند. به یاد دارم آن زمانی که نیویورک تایمز درباره آن ارکسترا نوشته بود، از بالبان با عنوان "ساز غمگین" یاد کرده بود.
این دلیلی است برای اقامه ی توانایی بومی موسیقی ما. یکی دیگر از کارهای ما دعوت از مرحوم قاله‌مه‌ره در سن 94 سالگی بود تا در استودیوی ما تعدادی از آثارش را اجرا کند، ما قطعات ضبط شده‌ را با موسیقی کلاسیک ترکیب کردیم، چیزی که هنوز از کانال های تلویزیونی و میان برنامه‌ها پخش می شوند. فکر می کنم دهها سال دیگر نیز این آثار پخش خواهند شد و کسی پیدا نخواهد شد که از شنیدن این آثار ناراحت و ناراضی باشد. ترکیب تکنیک با ملودی فولکلور اصیل خودمان یا هر ملت دیگر می تواند کمک شایانی به موسیقی کردی بکند.

سوالی که ممکن است بارها از شما پرسیده باشند، سوال از علت گوشه گیری و عدم فعالیت در عرصه خوانندگی و آواز خوانی است، اما شما تاکنون پاسخ روشنی به این پرسش نداده اید، به همین دلیل ما سوالمان را به گونه ای دیگر مطرح می کنیم و می پرسیم، آیا این گوشه گیری به دلیل تلاش در زمینه های دیگر موسیقی مانند تحقیق، نوشتن و آموزش بوده است یا دلیل دیگری داشته است؟

دوست ندارم هیچ سوالی را بی پاسخ بگذارم، بسیار پیش آمده است که این مسئله را از من پرسیده اند. بیرون از خانه و همه جا از من کار تازه خواسته‌اند، امیدوارم همه این مصاحبه را بخوانند و محتوای آن را به افراد دیگر نیز منتقل کنند تا این مسئله بیش از این تکرار نشود، زیرا قریب 9 سال است که در اقلیم کردستان این سخنان را تکرار می کنم.
به دلیل اینکه در تاریخ، اراده‌ی حاکم بر موسیقی کردی وجود نداشته است، فعالان عرصه موسیقی و آواز کردی ضمانتی برای فراهم کردن ملزومات زندگی خود و امکان امرار معاش و رفع نیازهایشان از طریق موسیقی نداشته اند. با نگاهی به گذشته نیز می بینیم که اکثر هنرمندان عرصه‌ موسیقی در فقر و نداری از دنیا رفته اند، موسیقی وسیله ای نبوده است که زندگی من را نیز تامین کند، به همین دلیل علیرغم میل باطنی ام ناچار شده ام بخشی از زندگی ام را به موسیقی و بخش دیگری را به کار اختصاص دهم، این جریان در تمام زندگی من وجود و استمرار داشته است ؛ از طرفی درگیر کار بوده ام و از طرفی دیگر درگیر موسیقی.
برای من دوری گرفتن 2 ساله، 4 ساله و حتی 10 ساله از موسیقی بسیار معمولی است، زیرا موسیقی نه تنها همه چیز من ، بلکه احساس و وظیفه ملی من نیز به شمار می رود. نمی گویم این وظیفه ملی را به طور کامل و به نحو احسن انجام داده ام، زیرا مردم من به بیشتر از اینها نیاز دارند. با این حال  از خودم ناراضی نیستم. حداقل 200 ملودی کردی به شیوه ای علمی و هنری خلق کرده ام و فکر می کنم خوانندگان دیگر دنیا نیز به همین اندازه توانایی داشته اند و هیچ کس نمی تواند تا ابد در عرصه موسیقی و هنر فعالیت داشته باشد.
اکنون نیز که مشغول به این کار هستم (مدیریت انستیتوی میراث کرد)، از موسیقی غافل نشده ام. در عرصه خوانندگی نیز جدای از اینکه احساس خودم را ابراز داشته ام، همه ترانه هایم را هدفمند خوانده ام، یا بهتر است بگویم موضوع و زمینه ی را مد نظر داشته ام، هیچ کدام از ترانه هایی را که انتخاب کرده ام ساده و بی هدف و بی محتوا نبوده اند. موضوع، داستان، روایت، شعر و آداب و رسوم هر ترانه به اندازه ملودی آن برایم اهمیت داشته است.
شاید هدف اصلی من از این کار این بوده است که اگر ملودی ترانه ها از بین رفت، شعرهایشان از بین نرود، یا اگر شعرها از بین رفت موضوعات آن مانند موضوعی فرهنگی باقی بمانند.
در هر زمانی کار خودم را انجام داده ام، در غربت به گونه ای ترانه خوانده ام و در کردستان به گونه ای دیگر، اکنون نیز اگر بخوانم به شیوه ای دیگر خواهد بود و به زمان حال و مقتضیات آن اختصاص خواهد داشت.
فکر می کنم کاری که اکنون در حال انجام آن هستم، کس دیگری با سن و تجریه من برای موسیقی و میراث مردمش انجام نمی دهد. من نه تنها از طریق تجربه، بلکه از طریق توانایی ای که جامعه به من داده است و کمک هایی که جامعه به من ارزانی می دارد، دست از تلاش برنداشته ام. فکر می کنم این وظیفه با کلیت همه جانبه اش چه در صدا و سیما، چاپ و انتشارات و چه در عشق و احساسات ملی تنها به وسیله کسی قابل اجراست، که از ابتدای زندگی اش با آن همراه بوده باشد و من همه اینها را در خود سراغ دارم.
در روستاها، در میان بزرگ مردان و عالمان آیینی زندگی کرده ام و همه اینها سبب غنای من در زمینه فرهنگ مردمم شده است.
کاری که من انجام می دهم آرشیوی از فرهنگ کرد است که همه زمان و زندگی خودم را به آن اختصاص داده ام و زمانی را برای خودم باقی نگذاشته ام تا بخواهم ترانه ای بخوانم. یعنی کار من تنها یک کار واحد نیست بلکه چندین کار است و فعالیت در چندین بخش را در بر می گیرد. به همین دلیل نمی توانم اثری موسیقایی اجرا کنم و به ناچار در این مرحله مانده ام، وگرنه هیچ گاه نگفته ام که خوانندگی را برای همیشه کنار گذاشته ام.
من گفته ام که اگر مسجد ویران شود، محرابش بر جای خواهد ماند. اگر من هم صدای گذشته را نداشته باشم، ته صدایی دارم که به مردمم ارائه دهم. الان نیز امیدوارم تا زمانی که محراب ها هستند بتوانم به خاطر دل خودم هم که شده کار دیگری انجام دهم. مسائل زیادی وجود دارند، مخصوصاً در این ده سالی که بازگشته ام مسائل بیشتری پیش آمده اند . مدام به خود نهیب می زنم که باید دستی در حل آنها داشته باشم، اینها همه احساسات من هستند. احساساتی که امان نمی دهند کارهایم را ناتمام رها کنم و سراغ کار دیگری بروم.
گوشه گیری و سکوت من در عرصه خوانندگی برای خودم هم دشوار است، اما می بینم با وجود اینکه نمی توانم شماری از شنوندگان صدایم را راضی کنم، وجدان مردمم را راضی نگه‌ داشته‌ام و به تبع وجدان خودم را نیز راضی نگه‌ داشته‌ ام و از اینکه در جایی دیگر و با حفظ آرشیوها مردمم را راضی می دارم، خوشحالم.

گفتگو‌: ادریس ابوبکر

بازخوانی:امجد غلامی

 ترجمه به‌ فارسی: مرتضی مرادی

منبع : سایت کرد پرس


نوشته شده توسط hamid hamidi در شنبه 7 مرداد 1391 و ساعت 12:44 ب.ظ
ویرایش شده در یکشنبه 30 مهر 1391 ساعت 12:02 ق.ظ
 نوشته های پیشین
+ اولین شعر نو فارسی / ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی
+ کردها در مصر
+ آموزش زبان کردی در بوکان
+ نمایشگاه عکس رسانه ای " هه ناسه "
+ " نظامی گنجوی " و عشق به مادری کرد نژاد
+ ملکه زیبایی 2012 کردستان
+ زندگینامه دوبلور کرمانشاهی استاد منوچهر اسماعیلی
+ از خوانندگی تا پزشکی، از گویندگی تا سیاست در گفتگویی با عمر دزه ای
+ گفتگو با استاد مظهر خالقی
+ پر کاربردترین اسامی در میان کردها در سال 89
+ زندگینامه دو بازیگر کرد سریال ستایش
+ پژوهشی در تاریخ و فرهنگ كُردهای چهاردولی
+ عالی‌ترین درجه هنری موسیقی ایران به دو هنرمند کرد اعطا شد
+ بزرگداشت عبدالله ابریشمی پژوهشگر تاریخ قوم كرد
+ حسام الدین لرنژاد: دیگر ترانه های مذهبی نمی خوانم
+ ساخت جدید ترین فیلم ماهسون در استانبول و دیاربکر
+ بیله دمیرتاش، ستاره کرد در سینمای دنیا
+ نویسنده نامدارآلمانی کردتبارشیرکو فتاح:
+ گزارش كوردنیوز از موفقیت فیلمساز كردستانی
+ آلبوم شهر خاموش کلهر برای حلبچه
+ آراء هیات داوران هفتمین جشنواره تئاتر کردی
+ محمد اوزون نویسنده و رمان نویس مشهور کردستان ترکیه: آثار و فعالیتها
+ معرفی صدا و سیمای کردستان
+ گزارشی از کنسرت بی سابقه شوالیه آواز ایران
+ تصاویری از تاریخ و فرهنگ کردستان
+ گزارش تصویری از حضور شجریان در کردستان عراق
+ «دارین زانیار» پاپ استاری با صدای سحرآمیز
+ گفت‌وگو با ابراهیم سعیدی كارگردان مستند بلند همه مادران من
+ بابك امینی در سینه فونداسیون جشنواره بین‌المللی كن
+ آلبوم موسیقی کردی "دیلان" منتشر شد.

صفحات :