تبلیغات
فرهنگ و هنر کردستان - پژوهشی در تاریخ و فرهنگ كُردهای چهاردولی
 پژوهشی در تاریخ و فرهنگ كُردهای چهاردولی ... فرهنگی-اجتماعی

پژوهشی در تاریخ و فرهنگ كُردهای چهاردولی

در فهلویات باباطاهر همدانی در بسیاری از موارد از واژه های مختص لکی- چهاردولی استفاده شده است که برای مثال به آن اشاره می کنیم...

بوره ای روی تو باغ بهارم
خیالت مونس شب های تارم
سر کویت بتا چند آیم و چِم
ز وصلت بینوا چند و آیم و چِم
بوره کز دیده جیحونی بسازیم
بوره لیلی و مجنون بسازیم
ز عشقت آتشی در بوته دیرم
در آن آتش دل و جان سوته دیرم
و اما واژه های چهاردولی
کلمه 'دیرم' فعل است و به معنی 'دارم' می باشد، کلمه 'چم' اگر فعل باشد از چوئین = رفتن به معنای چـِم = رَوم است، اگر اسم باشد چَم به معنای رودخانه است
«دیرم» (دارم): تن محنت کشی دیرم خدایا، دل حسرت کشی دیرم خدایا
«ته - تُوه» (تو): بی ته یارب به بستان گل مرویا
«وینم» (ببینم): گرم دسترس نبی آیم ته وینم
«بَسُم» (بچوم، بروم): بسم آنان بوینم که ته وینند
«بوره – بِی ره ُو» (بیا): دمی بوره بوین حالم ته دلبر
«سوته – سوتیاه-سوزیاه» (سوخته): بوره سوته دلان با ما بنالیم
«واتنی - وتنی» (گفتنی): به کس درد دل مو واتنی نه
خطری که این گویش چهاردولی را تهدید می‌‌کند، مهاجرت ساکنان این روستاها به شهر های آذری زبان و از بین رفتن این ایل قدیمی كرد ایرانی است.
زبان پارسی باستان زبان زمان هخامنشیان مستعمل بوده و ریشه زبان فارسی امروزی است در زیر نمونه ای از اشتراک دو زبان را می بینید که این موارد خیلی زیادند و کلمه دیگر مترادف ندارند و همان کلمه امروزه استفاده می شود.
فارسی کردی چهاردولی پارسی باستان
آن
ما
آهن
بلند
ماه اَوَ
ایمهَ
آسِن
بَرز
مانگ اَو
ایمهَ
آسِن
بـِرِز
ماونگ
بسیاری از واژه های کنونی انگلیسی از ریشه زبان اوستایی هستند. واژه هایی می توانیم بیابیم که در زبان فارسی باستان و از جمله زبان اوستایی کاربرد داشته و بسیاری از آنها در زبان فارسی کنونی منسوخ شده و مصطلح نیستند.
دختر: چهاردولی دُت- اوستایی doughitar - ـ انگلیسی (doughter)
ابرو: چهاردولی بروْ ـ اوستایی brvat - انگلیسی brow
مجلس ترحیم: چهاردولی پرسه perseah که یک واژه اوستایی است.
زن: چهاردولی ژن ـ اوستایی jeni
بریدن یا خرد کردن: چهاردولی کُوْت کِردن - انگلیسی کات cut
کلمات ترکی در این گویش زیاد است، مثلاً آچِغ (باز) از آچماق ترکی. در این گویش از اسماء خاص مکانها و اسماء فامیلی مانند امو اغلی (پسر عمو) و غیره ـ اکثراً ترکی ـ استفاده شده است.
به چند واژه گویش چهاردولی توجه كنید و آن را مقایسه کنید:
فارسی سورانی چهاردولی توضیحات
دختر كه نشك (كه‌چ) دُت معادل اوستایی
عروس بوْك وَوی -
عروسی زماوَند سوْیر 'سور' واژه مادی و پارسی
قرمز سوْر قرمز مقایسه معانی سور
غروب خورشید خوْراوا خوْراوا واژه های مادی و پارسی (خوراوان = مغرب)
طوع خورشید خوْرهه لات خوْردرچو خوْراسا خوراسان یا خُراسان = مشرق
نمک خِوی خوْا -
خدا خوْا خدا مقایسه معانی 'خوا'
مرغ مریشک مامر -
داستان چیروْك نَقل -
كوتاه كوْرت كوْل -
گفت گوْت(كوْت) وَت -
خوب باش خاس -
بالا سَروْ بان -
خواستن داوا تووام -
گوسفند مَر پَز -
زیاد زوْر فره -
مَرد مِرد پیایْ -
فردا صـِبـیِنی (بیانی) سوْ (شَوَکی) 'سو' از کلمه صبح تبدیل به صوح (قاعد دوم زیر)
1-در گویش چهاردولی بعضی کلمات فارسی حرف ((ز)) را با حرف ((ژ)) تلفظ می کنند: فارسی 'زنگ - پاس، چهاردولی ژَنگ'، 'فارسی زَن، چهاردولی ژِن'،' فارسی زیر، چهاردولی ژِیر'،' فارسی تیز، چهاردولی تیژ'،'فارسی دراز، چهاردولی دراِژ- دریژ'.
2- در گویش چهاردولی بعضی کلمات فارسی حرف ((ب)) را با حرف ((وْ)) تلفظ می کنند: 'فارسی آب، چهاردولی آوْ'،' فارسی زبان، چهاردولی زوْان'،' فارسی ابر، چهاردولی اوْر یا هوْر معادل اوستایی'،
'فارسی خبر، چهاردولی خوْر'،' فارسی آباد، چهاردولی آوْاد'، 'فارسی سبز، چهاردولی سوْز'،' فارسی شب، چهاردولی شوْ'،
اگر بعد از حرف الف حرف (ب) بیاید حتماً این قائده رعایت می شود.
۳-در گویش چهاردولی بعضی کلمات فارسی دارای حروف اضافه هستند: فارسی کوه، چهاردولی کِویَه'، فارسی سرد، چهاردولی سارد'، 'فارسی لانه، چهاردولی هِیلانه'،' فارسی راه، چهاردولی رِیگاه'، 'فارسی چمن، چهاردولی چیمن'، فارسی دور، چهاردولی دویر'،'فارسی جو، چهاردولی جویه'‌،‌' فارسی خورد، چهاردولی خوارد'و ... .
4 - در گویش چهاردولی از بعضی کلمات فارسی حرف ((د)) و حرف ((ت)) حذف می شوند : فارسی تند، چهاردولی تُن'،' فارسی باد، چهاردولی با'،' فارسی گندم، چهاردولی گَنِم'، ' فارسی بید، چهاردولی بی'،' فارسی ماست، چهاردولی ماس'، 'فارسی دست، چهاردولی دس'، 'فارسی دستمال، چهاردولی دسمال' و. . ..

مقایسه واژگان کردی چاردولی با دیگر زبانهای هندواروپایی
انگلیسی آلمانی فارسی چاردولی
Very

Short

Great

Month

Brother

Sehr

Kurz

gross

Mond

Bruder زیاد

كوتاه

بزرگ

ماه
برادر

Fra

Kul

Gawra

Mang

Bra
ابیاتی چند از کردی چهاردولی
دالك ئه ی ته نیـا به هـار مـاله كه م زه خم من مه رهه م تونی ئه ی چا وه كه م
(مادر ای تنها بهار زندگیم زخم من مرهم تویی ای چشم من)
دل وه هه ر كوره بچت گیانی تونه هه ر تو ته نیا عشق و رنگ وده نگه كه م
(دل به هر كجا برود جانش تویی تو تنها عشق و رنگ وصدای منی)
من چه بیژم شونخفتن های تون یا كه لالا كردنـت لای بِشكه كه م
(من چه بگویم از شب نخوابیهای تو یا كه لالایی كردی تو كنار گهواره ام))
بـولبـول گولـزار ئیمـان دلـی دالكه كه م بی تو شكیا باله كه م
(بلبل گلزار ایمان دلی مادرم بدون تو بال پروازم شكست)


ئه ی هاوار بسه سرمه مكیشه و قسیه م بكه له لای منیشه
مه گه ر نازانی قه ومولزالمین و كوچك سه خت ئه شكه نن شویشه
(ای داد و بیداد بسه سرمه به چشمت نكش / به حرفـم گوش كـن كنـارش نشین مگـر نمی دانی قوم ستـم كـاران / با سنگ سخت شیشه را می شكنند)
تو وی مناله فره ئه نازی ئه را ئونه ئه دیتی بازی
مه گه نازانی له وه قت پیری ئه وه وه ك ئه نته ر تون ئه ده ت بازی
(تو به این بچه زیاد می نازی چرا اینقــدر اورا بـازی می دهی
مگر نمیـدانی در وقت پیـری او تو را مانند میمون بازی می دهد)

ضرب المثل های چهاردولی:
كاری كی سه داقه ت ئه كه تی گلووله ناكه تی (كاری را كه صداقت انجام می دهد گلوله نمی تواند ) / گه ورا چ جویر پای بخشنت بویچكه ش ئاوا پای ئه خشن (بزرگ چه جوری رفتار بكند كوچك نیز از او تقلید می كند) / آدم بویچك ئدعای فره س (انسان کوچک ادعایش زیاد است) / ئه سب خوه ت نه لای ئه سب بخشالی مه وه سه و (اسب خودت را كنار اسب بخشعلی نبند )/ ئادم بویچك فره زا نه (انسان قد كوتاه فرزانه است ) / وه سه گ بوی وه دالك و باوك نه وی (مثل سگ باشی اما پدر و مادرنباشی) / میوان روژی خوی ئه یه رت (مهمان روزی خودش را می آورد) / كه ره كه مه مره به هاره، چویزه ی كه نگر دیاره (الاغ نمیر بهاره، كنگر روئیده)
كوچیكی فرره دامه (سنگش را دور انداخته ام) / وه ك ره وی سه د فیل ئه زانت (مانند روباه صد حقه بلد است) / وه ك پخشه كوره ئه چته قورغ ئاده م (مانند پشه در گلوی انسان گیر می كند) / وه سه ر ساق خوت جاچكه مه لیشكه نه (به سر سالم خودت آدامس نچسبان) / وه كیرویشك ئه یژوت بووا، وه تانزی ئه یژوت بگری (به خرگوش میگوید فرار كن به سگ شكاری می گوید بگیرش)
بازیهای محلی چهاردولی:
1) په ل په لانه : یك بازی دو نفره كودكانه است در این بازی یك چوب 1 متری و یك چوب 25 سانتی متری و دو سنگ كه هر كدام تقریبا دو كیلو می باشند به عنوان پایه برای تكه چوب 25 سانتی متری لازم است. هر دو سنگ در ردیف هم به اندازه همان تكه چوب 25 سانتی متری قرار می گیرند و آن تكه چوب بر روی آن دو سنگ قرار می گیرد فرد با چوب 1 متری كه آن را در زیر چوب قرار داده است با قدرت تمام آن را پرت میكند فرد دومی باید آن تكه چوب را طوری بیندازد كه به نزدیك دو سنگ بیفتد اگر چوب 1 متری به آن رسید و به اصطلاح چهاردولی آن را « چلاند» یعنی ابتدای چوب به سنگ بچسبد و انتهای آن نیز به تكه چوب بچسبد. در این صورت فرد اولی سوخته و باید جایش را به فرد دوم بدهد. اما اگر تكه چوب دورتر از سنگها بیفتد در این صورت فرد با متر كردن از سنگها تا جایی كه چوب افتاده است امتیاز كسب می كند هر متر یك امتیاز. بازی با توافق دو طرف تا 1200 امتیاز و حتی بیشتر ادامه پیدا می كند.
2) دول دولانه: شبیه همان بازی په ل په لانه است به گونه ای كه در این بازی از یك سنگ استفاده می شود و با همان دو چوب كه فرد اول چوب 25 سانتیمتری را در تماس با چوب یك متری پرت می كند. فرد باید بتواند با دراز كش روی زمین به گونه ای كه پایش در تماس با سنگ و دستش به چوب پرتاب شده برسد 'چلاندن') فرد اولی را سوزانده و جای او را بگیرد. اما اگر نتوانست این كار را بكند، فرد با متر كردن از سنگ تا جایی كه چوب افتاده است امتیاز كسب می كند. هر متر یك امتیاز سپس بر حسب هر امتیاز بطور عمودی به چوب 25 سانتی ضربه وارد می كند و برحسب امتیاز چوب تا هر مسافتی كه رفت فرد بازنده باید با خواندن یك جمله «ئالی مالی كا مه مه دالی زم به له زو» به گونه ای كه واو آخری را با یك نفس از آن مسافت تا كنار سنگ بدود. اگر نفسش را تازه كند سوخته و فرد برنده دوباره با همان دو چوب چند تا سر چوبی می زند و امتیاز كسب می كند و دوباره همان عمل ضربه زدن را شروع می كند و بازی به همین منوال ادامه پیدا می كند تا فرد برنده شود.
3) كویپان بازی: چهار نفره، وسایل لازم دو عدد چوب 5/1 متری و یك
پلاستیك مانند جای شامپو یا مایع ظرف شویی یا چوب پنبه، به این صورت كه چاله ای كوچك حفر می كنند. و دو نفر بازی را شروع می كنند و در كنار چاله می ایستند و با چوب نمی گذارند كه دو نفر دیگر پلاستیك را در چاله بیندازند. اگر این كار را كردند بازی را به دست می گیرند. اگر بازنده شدند همانند بازی دول دولانه با همان چوب هر دو نفر چند تا سر چوبی می زنند و امتیاز كسب می كنند. سپس بر حسب هر امتیاز بطور عمودی به چوب پنبه ضربه وارد می كنند و بر حسب امتیاز چوب پنبه تا هر مسافتی كه رفت هر دو فرد بازنده باید با خواندن یك جمله «ئالی مالی كا مه مه دالی زم به له زو» به گونای كه واو آخری را با یك نفس از آن مسافت تا كنار چاله بدود ودر هرجایی كه نفسش قطع شد فرد دومی ادامه می دهد تا به چاله برسند و بازی را از دست دو نفر قبلی بگیرند. بازی به همین منوال ادامه پیدا می كند.
4) گورزان بازی: این بازی شش نفره تا هشت نفره است. وسایل لازم كمربند به تعداد افراد .نحوه بازی، یك محوطه 12 تا 16 متری مربع شكل را با خطی مانند گچ یا آب مشخص می كنند، افراد به دو گروه سه یا چهار نفره تقسیم می شوند. گروه اول بازی را به دست می گیرند و گروه دوم داخل محوطه قرار می گیرند. گروهی كه بیرون هستند با كمربند به جان گروه اول می افتند هر یك از افراد گروه دوم اگر توانست با لگد به یكی از افراد گروه اول بزند به گونه ای كه پایش از خط بیرون نیا ید حتی اگر پایش با او تماس حاصل كرد بازی را واگذار می كنند و جایشان را عوض می نمایند. 5)جویراو بازی 6) قاپ بازی 7) هفت سنگ 8) هنگه شیلی 9) شوبه شوبه: همان قایم موشك بازی است كه باید فرد را ببیند. به محض دیدن فرد اورا شوبه می كرد 10)چاوچاركی: همان شوبه شوبه بازی است كه باید فرد را می دید به محض دیدن فرد برعكس بازی اول باید فرد دیده شده را نیز می گرفت. 11) زاپان یا خط بازی 12) مرزق بازی 13) پادشاه ، وزیر 14) قه له ماسنگ بازی و تیروكمان بازی 15) كه للا بازی یا مرمرانه 16) سه كوچك یا پنج كوچك: كه سه سنگ را با یك یا دو دست پشت سر هم بالا و پایین می انداختند به گونه ای كه هیچ یك از سنگها به زمین نیفتد اگر بطور متوالی این كار را ادامه می داد و موفق می شد این كار را با پنج سنگ ادامه می داد. 17) دین گله دویشاو: همان الاكلنگ بازی است. 18)قیچی قیچی .
آداب و رسوم ازدواج:
ده زویران (نامزدی): نامزدی معمولا شب هنگام صورت می گیرد. شكستن قند و تقدیم روسری و انگشتری( لچك و كلكه وانه بردن) از طرف خانواده پسر به خانواده دختر آغاز رسمی نامزدی است. كه در لهجه محلی به 'قن شكانن'، معروف است.
خوازمه نی( خواستگاری): برای تشكیل خانواده ریش سفیدان طایفه به منزل دختر (وه وی) رفته و تمام قرار مدارها از قبیل مهریه و شیر بهاء را می گذارند و پس از موافقت روز عقد (روژ عغد) تعیین می شود .
ده س ماچ كردن (دست بوسیدن): در مراسم عقد یكی از برادران یا نزدیكان پسر(زاوا) بلند شده دست بزرگ خاندان یا پدر دختر را می بوسد. پس از اجرای صیغه عقد قندی را كه همراه آورده اند شكسته و مبارك باد می گویند و نامزدی آغاز می شود .
كوشت: جشن عروسی یك هفته ولی در بیشتر موارد چهار روز به طول می انجامد. روز اول بزرگان خانواده و ریش سفیدان برای صرف ناهار دعوت می شوند در این روز خواربار مورد نیاز به خانواده عروس فرستاده می شود كه آن را كوشت می گویند. گوسفندی را به طرز زیبایی تزیین كرده به گونه ای كه پارچه قرمزی را به گردنش بسته و آینه كوچكی به پیشانیش نصب می كنند همراه با مقداری برنج روغن سیب زمینی پیاز میوه با مراسم خاصی كه با رقص و پایكوبی همراه است به خانه عروس روانه می كنند.
شیرینی خوران (خوردن شیرینی): روز دوم عروسی پس از صرف ناهار مدعوین در این مراسم به رقص و پایكوبی می پردازند
حمام روه ین وه وی (حمام رفتن عروس): روز سوم روز حمام رفتن عروس است بعد از ظهر عروس به همراه تعدادی از دختران همسال خانواده خود و خانواده پسر به حمام میرود. همزمان با رفتن عروس به حمام در خانه داماد عروسی جریان دارد. در این موقع دختر بچه ای خبر می آورد كه عروس آماده است. افراد همگی به همراه نوازندگان با رقص و پایكوبی جلو حمام می روند. اسب آذین شده ای را برای سوار شدن عروس آماده می كنند. او را سوار بر اسب كرده به خانه داماد می برند و خود را برای مراسم حنابندان آماده میكنند.
خه نه به نان (حنابندان ): پس از صرف شام، پیاله ای پر از حنا آورده و جوانان مقداری از آن را برداشته روی دست خود می گذارند. در وسط اتاق مجمعی قرار داده و هر كس به دلخواه هر مبلغی كه توانست كمك می كند كه در محل آن را سورانه می گویند.
خووان: مجمعه های پر از میوه و شیرینی، حنا، گل، كشمش و.... مجمعه مخصوص داماد و ساقدوشها كه خووان نامیده می شود توسط عدهای كه آنها را روی سرشان نهاده اند از خانه عروس خارج می شود. تعداد خووانها 3،5،7، مجمع است به محض خروج آنها مشعل بزرگی را روشن می كنند (شه مه لان) و با رقص و پایكوبی كه به لهجه محلی چوپی می گویند با خواندن : خه نه به ندان، خه نه به ندان، خه نه به ندانیسی / له دویكه وه له پیره كه دالكی وه قوربانیسی (حنابندان، حنابندان، حنابندانش است / از دیروز و از پریروز؛ مادرش فدای اوست.) به طرف خانه پدر داماد حركت می كنند. پس از ورود ساقدوشها و سولدوش كه در
لهجه محلی به آن «برازاوا» می گویند شمع به دست در حالی كه داماد را در میان گرفته اند چند دور اتاق را می گردند. سپس رو به قبله می نشینند و مجمعه مخصوص داماد را كه در آن جوراب، آیینه، صابون، دستمال، شانه و مقداری شیرینی و میوه است جلو او می گذارند و در نهایت او زاوا (داماد) می شود .
پاخه سوی: همراه عروس پیرزنی با تجربه از طرف خانواده دختر به خانه داماد می آمد و حكم راهنمای زوج را دارد. روز بعد پیرزن دستمال مخصوص را كه نشان روسفیدی عروس در حجله ودر كل لیاقت و پاكدامنی خانواده اوست به پدر و مادرعروس نشان داده سربلندی و روسفیدی آنها را تبریك می گوید.
آداب و رسوم نوروز
گستردگی رسوم و خصلتهای فرهنگی چهاردولی ها به مرور در همه زندگی شهری رو به فراموشی و برخی دیگر كمرنگ شده است. اینك شرح مختصر و موجز برخی از این آداب و رسوم خواهد آمد :
جشن نوروز در میان چهاردولی ها با آیین ها و مراسم گوناگونی برپا می شود كه عبارتند از:
سرناو: تمامی افراد از طلوع آفتاب به صحرا، بالای تپه (تپه دریژ)، كنار آسیابهای آبی، خصوصا كنار رودخانه ها می روند. این سحرخیزی در آخرین چهارشنبه سال را در محل سرناو می گویند. سواركاران ایل اسبهای خودشان را در این صبح زود به مسابقه می گذارند كه این دلالت بر روحیه دلاوری و همیشه آماده بودن است. با آب دست و صورت خود را می شویند و به آیینه نگاه می كنند تا صمیمیت و پاكی نصیبشان شود هفت بار از روی آب می پرند و می گویند: ده رد و به لام وه ی ئاوه و بره وه ت (درد و بلام توسط این آب برود) یا با بیلچه ای خاك چمن دار را برگردانده خطاب به آن می گویند كه درد و بلام زیر این خاك دفن شود زنان با قیچی آب را قیچی كرده اعتقاد دارند آب روان بخت گره خورده شده را باز می كند .
عید سییه: عید سیاه در دیدوبازدیدهای نوروزی رسم است كه اول به خانه ی كسانی بروند كه عزادارند و به مسجد بروند.
سر خاك: ( جشن فرودگان: پنج شنبه آخر سال: فرودگان بازگشت فروهر( مردگان)است. آریایی یـان باستان بر این باور بودند كه فروهر(مردگان)در روز پنج شنبه ی آخر سال برای دیدن خانمان و كسان خود به زمین باز می گردند. در كتـاب السماء العالم ص19 آمده است: در نوروز خداوند از بندگان پیمان گرفت تا او را پرستش كنند و برای او شریك قایل نشوند و به آیین فرستادگانش درآیند و دستوراتش را بپذیرند و اجرا كنند.)پنجشنبه آخر سال مردم به زیارت اهل قبور می روند و پخش حلوا خرما و....از حسنات رایج این روز است. عقیده عمومی بر این است كه با این عمل موجبات آمرزش مردگان را فراهم می آورند و یاد مرگ را همواره در خود زنده نگه می دارند. این مراسم در عرف محل «سر خاك.» نامیده می شود .
بان باجه یا شال خستن : در مناطق چهاردولی افراد بالای بام خانه رفته و به میمنت سالی خوش و پر بركت شالی را از باجه كه سوراخی برای تهویه هوا در ساختمانهای قدیمی بود می انداختند. معمولاً به گوشه شال اینان مقداری شیرینی و آجیل یا پول به عنوان هدیه توسط صاحب خانه بسته می شد و شال اندازان بدون مشخص كردن هویت خویش به خانه فرد دیگری می رفتند .
چهارشنبه سوری) : از دیگر مراسم كهن چهاردولی ها كه در مناطق چهاردولی نشین به آن می پردازند، « آخر چوار شممه » است كه در غروب آخرین سه شنبه سال و در شب چهارشنبه انجام می شود. به این منظور خار، بوته، گون و كاه جمع آوری می شد و با درست كردن پشته هایی كه معمولاً (در محل كوما می گفتند) رو به سمت قبله می نهادند و سپس آتش زدن آنها، از روی آتش می پریدند و هنگام پریدن با خوشحالی می خواندند. ده رد و به لام وه ی ئاگر و بره وه ت(درد و بلای من با ای آتش برود) . این مراسم را در محل چلله قاوان (فراری دادن چله ) می گویند.
فال گوش ایستادن: شب چهارشنبه سوری افراد به ویژه زنان و جوانان دم بخت به در منازل یا پشت بام ها رفته و با دقت به حرفهای افراد خانواده گوش می دادند. اگرموضوع سخنان اهل خانه جالب بود آن را به فال نیك میگرفتند و گر نه، نیت خود را به فال بد تعبیر می كنند.
بازی هیلکه شکانن (شکاندن تخم مرغ): به این صورت که نوجوانان دو نفری تخم مرغهایشان را بصورت افقی به هم میزنند هر تخم مرغی که شکست باخته، باید تخم مرغش را به برنده بدهد و تا هر چند تخم مرغ بازی ادامه دارد.
عیدانه سه ندن و عیدانه دایین (عیدی گرفتن و عیدی دادن): رسم بر این است كه بزرگان فامیل، برادر به خواهر و پدر به اعضای خانواده عیدی می دهد رسم بردن عیدی یك روز یا دو روز قبل از سال تحویل بوده است. به این صورت كه برای فامیل های نزدیك از لحاظ مسافت یك جعبه شیرینی همراه عیدی كه ممكن است نقدی یا جنسی باشد را در یك سینی قرار می دادند و یك پارچه قرمز بر روی آن می كشیدند و فرزند كوچك خانواده این عیدی را برای عمه یا خاله و...... می برد و از آنها یك جفت جوراب یا مقداری پول به عنوان عیدی (كه در لهجه محلی به آن جی عیدانه می گویند.) دریافت میكرد.
سِنزه وه ده ر: در این روز چون منطقه چهاردولی بخاطر زرینه رود دشت وسیع و سرسبزی دارد و به چهاردولی به آن قوپی می گویند به تفریح و شادی می پردازند. بعد از ظهر سیزده اسب سواران ماهر با اسب سواری و معلق زدن بر روی اسب و نوازندگان محلی با نواختن طبل و سرنا و عدهای هم با رقص و پایكوبی محلی (چوبی) رونق و صفای بیشتری به شادی و تفریح مردم می بخشند. آخرین مراسم نوروز، سیزده سال است . در این روز مردم بیشتر به كنار رودخانه ها خصوصا رودخانه جغاتو و در دل طبیعت می روند و به صورت گروهی، آخرین روز نوروز را گرامی می دارند. مردم در این روز هر كدام سیزده سنگ را به رودخانه می اندازند تا نقص و مشكلات سال جدید با آب برود و سالی پر از بركت داشته باشند.
شه و چله: از مراسم كهن چهاردولی ها كه هم از منزلت خاصی برخوردار است . شب اول دی ماه هر سال را اهل خانواده و خویشان و گاه همسایه ها گردهم می آیند تا آیین شب چله را برگزار نمایند. برای مراسم شب چله، معمولاً خوردنی ها و تنقلات و آجیل زیادی فراهم می آورند. هندوانه به سفره این شب رنگ و بوی دیگری می بخشد و به قولی، هر كس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی كند.
منابع:
منابع دوران صفویه، افشاریه، زندیه، قاجاریه و معاصر.
امیرخضری ـ اسماعیل، قیام آذربایجـان و ستارخـان، تهران، 1379ش.
سیفی بنابی ـ عبدالله، صفحه ایی از كتاب قطورتاریخ مشروطه.
كسروی ـ احمد، تاریــخ مشروطه ایران، تهران،1349ش.
كسروی ـ احمد، تاریــخ هجده ساله آذربایجـان، تهران،1349ش.
دائره المعارف بزرگ اسلامی ج12 مقاله5087
کتاب وقایع محمدی
کتاب آبی، غائله ی مراغه ، كتاب مراغه از نظر اوضاع طبیعی، اجتماعی، اقتصادی و تاریخی، یونس، مرواریدص786.
جمشید محبوبی، نگاهی به تاریخ و جغرافیای میاندوآب، ،شاهیندژ و تكاب، انتشارات پروین، 1370ش.
فرهنگ آبادیهای ایران،سازمان برنامه و بودجه، 1365 ش.
دهخدا ـ علی اکبر، فرهنگ دهخدا، نقشه سیاسی و تقسیمات ولایتی
کردستان، مجلد 16و44
تاریخ مردوخ کردستانی
قوم لر سكندر امان اللهی بهاروند
شرفنامه بدلیسی
سند 250 سال تاریخ ایران در دوره ی ناصری بخشنامه ها و دستورالعمل های ناصرالدین شاه، تالیف دكتر خان بابا بیانی
مونوگرافی محمودآباد پایان نامه، آذین پور

منبع:ماهنامه مهاباد


نوشته شده توسط hamid hamidi در دوشنبه 23 دی 1387 و ساعت 02:38 ق.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 7 شهریور 1390 ساعت 12:05 ب.ظ
 نوشته های پیشین
+ اولین شعر نو فارسی / ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی
+ کردها در مصر
+ آموزش زبان کردی در بوکان
+ نمایشگاه عکس رسانه ای " هه ناسه "
+ " نظامی گنجوی " و عشق به مادری کرد نژاد
+ ملکه زیبایی 2012 کردستان
+ زندگینامه دوبلور کرمانشاهی استاد منوچهر اسماعیلی
+ از خوانندگی تا پزشکی، از گویندگی تا سیاست در گفتگویی با عمر دزه ای
+ گفتگو با استاد مظهر خالقی
+ پر کاربردترین اسامی در میان کردها در سال 89
+ زندگینامه دو بازیگر کرد سریال ستایش
+ پژوهشی در تاریخ و فرهنگ كُردهای چهاردولی
+ عالی‌ترین درجه هنری موسیقی ایران به دو هنرمند کرد اعطا شد
+ بزرگداشت عبدالله ابریشمی پژوهشگر تاریخ قوم كرد
+ حسام الدین لرنژاد: دیگر ترانه های مذهبی نمی خوانم
+ ساخت جدید ترین فیلم ماهسون در استانبول و دیاربکر
+ بیله دمیرتاش، ستاره کرد در سینمای دنیا
+ نویسنده نامدارآلمانی کردتبارشیرکو فتاح:
+ گزارش كوردنیوز از موفقیت فیلمساز كردستانی
+ آلبوم شهر خاموش کلهر برای حلبچه
+ آراء هیات داوران هفتمین جشنواره تئاتر کردی
+ محمد اوزون نویسنده و رمان نویس مشهور کردستان ترکیه: آثار و فعالیتها
+ معرفی صدا و سیمای کردستان
+ گزارشی از کنسرت بی سابقه شوالیه آواز ایران
+ تصاویری از تاریخ و فرهنگ کردستان
+ گزارش تصویری از حضور شجریان در کردستان عراق
+ «دارین زانیار» پاپ استاری با صدای سحرآمیز
+ گفت‌وگو با ابراهیم سعیدی كارگردان مستند بلند همه مادران من
+ بابك امینی در سینه فونداسیون جشنواره بین‌المللی كن
+ آلبوم موسیقی کردی "دیلان" منتشر شد.

صفحات :